قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4673

تاريخ الفي ( فارسى )

جرم راند « 1 » و ايشان از آب جرم گذشته پل را ويران كردند و گذرها را گرفته بايستادند و مردم صاحبقران از جايى كه ايشان گمان نداشتند گذشتند و بدخشيان را نيز از آنجا گذرانيدند و دور كردند و ايشان به كنار جيحون رفته از آب گذشته گذرها را گرفتند . لشكر ظفر قرين بار ديگر ايشان را رانده گله‌هاى ايشان را بگرفتند و شاه شيخ على بدخشى دستگير شده و جهان ملك را صاحبقران به تاخت درّه‌اى « 2 » كه جمعى كثير در آنجا مانده بودند ، فرستاد و آن جماعت را غارت كرده الجهء بسيار بگرفت . در وقت معاودت بدخشيان تنگ‌ها را گرفته ، جهان ملك را شكست دادند و آنچه غارت كرده بود بازگرفتند و سيصد و سى سوار را پياده كرده اسب و جبا گرفتند . اين خبر به معسكر ظفر اثر رسيد . باعث برهم‌خوردگى لشكر شد . اكثر از لشكرگاه بيرون رفتند . آن حضرت با سيزده كس راه تنگ [ ى ] كه ممرّ ايشان بود بگرفت و دست شجاعت از آستين جلادت برآورده مخالفان را بازداشت . [ 461 الف ] و چون غنيم خبر شده بود آسان آسان بازنمىگشت و جنگى در كمال شدت . چنانچه از صاحبقرانى منقول است كه « اين همه جنگى كه من كرده‌ام به سختى آن جنگى نديده‌ام . » و پنجاه مرد پياده به جانب آن حضرت روان شد و دويست كس ديگر به كمك ايشان متوجه گشتند . ايلچى بوقا از كمال شجاعت چون وقت را تنگ ديد خود را در ميان پيادگان انداخته و چند تاجيك [ را ] سيلى زده به زبان شيرين با ايشان سخن كردن آغاز كرد كه « باعث جنگ چيست ؟ چه ، اين شخص امير صاحبقران است و اسيران شما را آزاد مىكند . اگر مىخواهيد كه از جان خلاص شويد از در ملايمت درآييد . » ايشان چون نام آن حضرت را شنيدند ، بر جاى ايستاده به طرف آن حضرت فرود آمدند و دو كس از ايشان جدا شده به طرف آن حضرت فرود آمد . آن حضرت فرمود كه اسب و جبا كه از لشكر گرفته‌اند بدهند و فرمود كه « هرگاه به اردوى ظفر قرين رسم ، اسيران شما آزاد مىشوند . » ايشان منّتدار شده ، روز ديگر تمام اسب و يراق را جمع نموده به نظر آن حضرت درآوردند . و آن حضرت مقارن فتح و ظفر در شهر بدخشان نزول نمود ، و گريختگان آن معركه را چوب بسيار زد . و در اين وقت از جانب امير حسين خبر رسيد كه امير شيخ محمد سلدوز و امير كيخسرو ياغى شدند ، مراجعت مىبايد نمود . امير حسين با خان به سالى سراى رفت و آن حضرت به

--> ( 1 ) . ظفرنامه و مطلع السعدين تل كركس و كوتل جرم ضبط كرده‌اند . ( 2 ) . اسم اين درّه در مطلع السعدين « كوران » ثبت شده ولى چنين كلمه‌اى در ظفرنامه نيامده است .